سلام بر همه دوستان و همراهان.
نمی دانم خبر را شنیده اید یا نه؟
دیروز استاد محبوب و هنرمند موسیقی گیلان، همان «آتش آواز خزان سوز»، همان کسی که صدای گرم و دلنشینش، همواره مرهمی بود بر دل های دردمند، استاد فریدون پوررضا رخت به سرای باقی کشید. این خبر اندوهبار، - اگر نگوییم همه را- خیلی ها را سوخت و گداخت و بر زانوی غم نشاند. مردمان سایر نقاط ایران هم شاید از این قاعده مستثنی نباشند؛ چرا که کم و بیش صدای استاد پوررضا را شنیده اند. برای نمونه در سریال پس از باران.
مردم گیلان هیچ گاه ترانه های پر سوز و گداز و نیز پر شور این هنرمند خوشنام و نشان را فراموش نخواهند کرد.

روحشان شاد و یادشان گرامی باد!
برای آشنایی بیشتر با استاد، ایـنجا کلیک کنید.
***
شعر زیر را آقای علی محمد مسیحا، شاعر محترم گیلانی، سال ها پیش خطاب به استاد پوررضا سروده بود؛ دریغم آمد که آن را نیاورم:
"...آتش آواز..."
آتش آواز خزان سوز! رساتر باشی
بیشتر با نفس عشق، برادر باشی
ریشه در خویشی بیدت نکشد باد زمان
عشق را سرو، سپیدار، صنوبر باشی
یعنی از سیلی هر هیچ مپیچی بر خویش
در من، ای خاطره سبز! تناور باشی
عطر لبخند از آغوش لبت دور مباد!
دور از آغوش فژاگینی باور باشی
کاشکی پر نزند در تو هیاهوی کلاغ
لانه سایه پرواز کبوتر باشی
باغ را تا نبرد خواب به نسیانی زرد،
آتش آواز خزان سوز! رساتر باشی!
***
برای شادی روحشان، لطفا فاتحه ای بخوانید.